کلینیک کلنگر

be007

 آسيب‌هاي اجتماعي كه به معني كژ‌كاركردهاي واحد‌هاي جمعي يا كژ‌كردارهاي افراد است، نه‌تنها شاخص توسعه نيستند، بلكه نشانه‌هاي بحران‌اند، بنابراين هر چه ميزان آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه بيشتر باشد، شدّت بحران هم بيشتر است. روند رو به رشد آسيب‌ها از تداوم و تشديد بحران نظام اجتماعي موجود حكايت دارد.

جزییات بیشتر

10,000ریال بدون مالیات.

اطلاعات بیشتر

مفهوم زندگي در جهان امروز با توسعه در كليّه‌ی ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي رابطه‌اي تنگاتنگ دارد.

«توسعه، تغييري است خردمندانه و برنامه‌ريزي‌شده كه با استفاده‌ی بهينه از منابع موجود در جهت بهبود زندگي مردم و تحقّق وضع مطلوب توسّط خود مردم هدايت مي‌شود. آسيب‌هاي اجتماعي كه به معني كژ‌كاركردهاي واحد‌هاي جمعي يا كژ‌كردارهاي افراد است، نه‌تنها شاخص توسعه نيستند، بلكه نشانه‌هاي بحران‌اند، بنابراين هر چه ميزان آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه بيشتر باشد، شدّت بحران هم بيشتر است. روند رو به رشد آسيب‌ها از تداوم و تشديد بحران نظام اجتماعي موجود حكايت دارد.»

«آسيب‌هاي اجتماعي، با وجود برخورداري از تنوّع و نسبيّت، پديده‌هاي واقعي و قانونمند هستند. جهل نسبت به آنها، نافي آنها نيست. قانونمند بودن آسيب‌ها، كنترل‌پذيري آنها را ممكن مي‌سازد. بنابراين آسيب‌هاي اجتماعي، قابل درمان و پيشگيري‌اند. پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي در هر جامعه‏اي، موكول به شناخت علمي ويژگي‌ها و قانونمندي‌ حاكم بر تحوّل آسيب‌ها در آن جامعه و به‌كارگيري يافته‌هاي علمي در فرآيند برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي است. اين امر يكي از چالش‌هاي اساسي است، كه اغلب دولت‌ها به ويژه‌ در جوامع در حال گذر، همچون كشورهاي آسيايي، با آن روبه‌رو هستند. ميزان موفّقيّت هر كشور در پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي، معرّف كارآيي نظام اجتماعي غالب در آن جامعه است.»

در حال حاضر با توجّه به كژ‌كاركرد‌هاي واحدهاي جمعي و كژ‌كردار‌هاي افراد، بسياري از مسائل فردي و اجتماعي در حال تبديل شدن به مشكل و ‌آسيب فردي و اجتماعي مي‌باشند و افزايش تشكيلات عريض و طويل هم‌عرض خصوصي، نيمه‌خصوصي و دولتي در بخش‌هاي ملّي و فراملّي، به‌دليل نداشتن ديدگاه كل‌گرا و صرف توجّه به يكي از ابعاد كاركرد اجتماعي يا فردي، نه‌تنها منجر به حل معضلات نگرديده است، كه همچنان شاهد افزايش آمار تصاعدي مسائل، بيماري‏ها، آسيب‌ها، جرايم و پديده‌هاي نو‌ظهور خارج از كنترل هستيم.

«نشانه‏هايي كه آن را علائم بيماري‏ها، مشكل، مسأله، آسيب، بحران و... ناميده‌اند، چيزي نيست مگر زبان بدنبراي نشان ‌دادن نياز‌هاي فردي و اجتماعي كه ما آن را نشناخته‌ايم.»

انسان امروز جهان صنعت با ناپايداري، تجدّد و تنوّع در رابطه با اشخاص، اشياء، مكان‏ها، سازمان‏ها و افكار مواجه مي‌باشد. علاوه بر آن تند شدن آهنگ در ميدان‏هاي سفر، مهاجرت، جابه‌جايي، تحرّكات اجتماعي و شغلي، تغييرات سريع پايگاه اجتماعي و خانوادگي، احساس ضعفي را در ريشه دواندن و دل بستن و در عين حال متعهّد شدن، در او ايجاد نموده است. در نتيجه الزام دردناك واكنش انطباقي و سوي‌گريو داشتن روابطي گذرا، در او تبديل به يك ارزش گرديده است.

با افزوده شدن آهنگ تغييرات، ميزان تازگي، دامنه‌ی گزينش و مشاوره‌هاي مقطعي، بي‏آنكه بينديشيم با پيش‌شرط‌هاي خردمندي اجتماعي و تعادل محيط بازي كرده‌ايم و جامعه را به كام بيماري‌هاي روحي، رواني و روان تني سوق داده‌ايم.

«نياز انسان براي نگه‌داشتن خود در حدّ انطباقي، چنان شديد است كه وقتي محيط بيرون، هيجان لازم را ايجاد نمي‌كند، در پاره‌اي مواقع مكانيسم انطباقي دست به كار مي‌شود. مانند رؤيا ديدن كه در جنين بيشتر است. علاوه بر آن وقتي ميزان تحريكات محيطي، او را در موقعيّت بالاتري از دامنه‌ی انطباقي‌اش قرار ‌مي‌دهد، بسياری از علائم نگراني، گيجي، عصبانيّت و دلمردگي در وي نمودار مي‌شود، كه مكانيسم انطباقي درصدد كاهش ميزان تحريكات با انزوا و گوشه‌گيري، ترس و مانند آن بر‌مي‌آيد.»

بارها شنيده‌ايم كه مشكل جوامع، عدم انطباق انسان‌ها با محيط است، امّا از آنجا كه انسان در شمار انطباق‏پذيرترين موجودات زنده است، اين سخن عبث خواهد بود. امّا براي ميزان تغييراتي كه ارگانيسم قادر به تحمّل آنها است، حدود و ثغور قابل كشف و كنترلي وجود دارد كه دامنه‌ی بررسي آن عبارت است از: روان ‌شناسي، روان ‌پزشكي، عصب‌شناسي، دانش غدد، مهندسي ارتباطات، جامعه‌شناسي و دين.

تغييراتي كه در پايگاه و وضعيّت افراد ايجاد مي‌شود بايستي تدريجي بوده و از منظر درمان كل گرايي بررسي گردد، تا بتوان نقصان مشاوره‌هاي تك‌بعدي و ارائه‌ی پيشنهادات تخصّصي، در يك يا دو حيطه را مرتفع نمود. شاخص‌ترين ويژگي‌ سال‌هاي اخير، كشمكش، جدل، جنگ رواني و فكري است كه اكثريّت جمعیّت جهان را در مناطق مختلف در لبه‌ی پرتگاه زندگي قرار ‌داده است، تا جايي كه اين سده را «عصر نگراني» ناميده‌اند.

ويژگي جوامع شرقی در بحران گذر به مرحله‌ی صنعتي شدن را به صورت زير مي‌توان بيان نمود:

1. روحيّه‌ی تسلّط فردي در خانواده و جامعه و توجّه به معلول‌ها به جاي علّت‌ها.

2. رقابت ددمنشانه بين افراد و نهادهاي اجتماعي، نزاعي براي بقاي حكومت قانون جنگل، حتّی پشت واژه‌هاي زيباي حقوق بشر.

3. استضعاف و خيل انسان‏هاي زير خط فقر مادّي و فرهنگي.

4. تورّم هولناك كمرشكن كه بيشتر بر روي كارمندان، كارگران و طبقه‌ی متوسّط و ضعيف جامعه فشار مي‌آورد.

5. گراني شديد و تهديد‌كننده‌ی فردا‌هاي كودكانمان.

6. مشكلات عقلي، فكري و رواني غير‌قابل حل، حتّی در بين انديشمندان و خانواده‌‌هايشان.

7. انتشار مواد مخدّر و اعتياد روز‌افزون كه در بين مردان سياست و يا فرزندانشان هم ديده مي‌شود.

8. جنايات غير‌قابل كنترل و پاره‌اي نهادينه و قانوني شده.

9. غريبي و جدايي ميان اقشار مختلف مردم و سودمدار شدن ارتباطات اجتماعي.

10. ظهور از هم گسيختگي شخصيّت و بيگانه شدن بشر با خودش.

11. حالات افسردگي و اضطراب در بين تمامي مردم، حتّی هنرپيشگان كمدي.

12. قديمي شدن واژه‌هايي همچون صدق، صفا و صميميّت.

13. كشمكش بين افرادي كه به دنبال آرامش مي‌گردند، گدايان محبّت و دلالان دل.

گويي تكنولوژي‌ و صنعت، فرزند زودرس فكر بشر است كه اينك بعد از گذر تاريخ، آسايش مادّي به پدر خود داده، ولي آرامش معنوي را از او گرفته است، با اينكه دست‌پروره آدمي است، امّا اكنون خود بر او چيره گشته، به گونه‌اي كه ديگر بدون اوّليه‌ترين خدمات صنعتي همچون آب تصفيه‌شده، گرمايش و سرمايش و وسايل نقليه و... ادامه‌ی زندگي برايش ممكن نيست.

در اين قسمت، گذري كوتاه به كشور توسعه‌يافته‌ی «آمريكا» داشته و به وضعيّت بيماري‏هاي آن مي‌پردازيم و پس از آن به بررسي روند بيماري‏ها و آسيب‌هاي اجتماعي در كشوري در حال گذر چون «ايران»، تا بتوان با بيان وضعيّت، ضمن تصوّر تابلوي آينده، به مقايسه‌ی حتمي شرايط موجود پرداخته و در نهايت با اطّلاع از پيامد‌هاي گذر از سنّت و ورود به صنعت و ترسيم مداخلات مؤثّر و كل‌نگر، شرايط مطلوب را توصيف و راهكار عملي براي مداخله، ارائه نماييم. بديهي است اين دو مقايسه، فراسوي روي هر جامعه‌ی در حال پيشرفتي، بهترين منبع شناخت علل دردهاي اجتماعي و راه‏هاي درمان آن است.

دانلود